
به گزارش فولادنامه؛ اغلب داستانهای این ستون از دل کارخانههایی میآید که سالهاست روشناند؛ کورههایی که نسلها کار کردهاند، خطوطی با تاریخچه چند دههای. اما این شماره، صدایش از جایی میآید که هنوز کارخانهای در آن نیست: یک قطعه زمین در شهر کانرو در حومه هیوستون تگزاس، جایی که طبق گزارش ماینینگداتکام، شرکت نوپای هرتا متالز قرار است تابستان امسال کلنگ ساخت کارخانهای بزند که ۱۰ هزار تن در سال آهن فوقخالص تولید خواهد کرد؛ رقمی که در مقایسه با دهها میلیون تنی که غولهایی مثل باووی یا آرسلورمیتال تولید میکنند، تقریباً ناچیز بهنظر میرسد. اما داستان این کارخانه کوچک، درباره حجم نیست؛ درباره یک تصمیم فنی و راهبردی متفاوت است.
کورهای که کک و زغالسنگ نمیبیند
بیش از سه قرن است که بخش عمده فولاد جهان با همان منطق پایه تولید میشود: سنگآهن در کوره بلند با زغالسنگ ککشونده احیا میشود، چدن مذاب حاصل به کوره اکسیژنی منتقل میشود، و طی چند مرحله جداگانه به فولاد تبدیل میشود. هرتا متالز، به رهبری بنیانگذار و مدیرعاملش لورین مروه، این زنجیره چندمرحلهای را به یک مرحله واحد فشرده کرده است؛ فناوریای که در کارخانه آزمایشی این شرکت نزدیک هیوستون از سال ۲۰۲۴ در حال تولید روزانه یک تن فولاد بوده و اکنون آماده ورود به مقیاس صنعتی است.
آنچه این کارخانه کوچک را از نظر روایی جالب میکند، محصولی است که قرار است تولید کند: نه شمش یا میلگرد معمولی، بلکه آهن فوقخالص موردنیاز آهنرباهای دائمی نئودیمیم-آهن-بور؛ قطعهای حیاتی در صنایع دفاعی، انرژی و الکترونیک پیشرفته. طبق گزارش ماینینگداتکام، مدیرعامل هرتا متالز اعلام کرده این شرکت نخستین و تنها تولیدکننده داخلی این ماده در آمریکا خواهد بود؛ چرا که امروز حدود ۹۰ درصد آهن فوقخالص جهان در چین تولید میشود.
کارخانهای که پاسخ به یک ضعف پنهان است
این پروژه در بستری خاص شکل میگیرد. طبق همان گزارش، وزارت دفاع آمریکا از ژانویه ۲۰۲۷ استفاده از آهنرباهای کمیاب و مواد وابسته با منشأ چینی را در سامانههای دفاعی مشمول ممنوع خواهد کرد. تا پیش از این، تمرکز اصلی سیاستگذاران آمریکایی روی تأمین عناصر خاکی کمیاب مثل نئودیمیم بوده، اما به گفته مروه، حلقه ضعیف کمتردیدهشده در این زنجیره، دقیقاً همین آهن فوقخالص است که کارخانه کانرو قرار است آن را تأمین کند.
نکتهای که این داستان را از یک خبر ساده سرمایهگذاری فراتر میبرد، انتخاب فناوری است: هرتا متالز بهجای ساخت یک کارخانه بزرگ متکی به کوره بلند -با هزینه ساخت و انتشار کربنی که این نوع کارخانهها معمولاً با خود دارند- سراغ فناوریای رفته که مستقیماً از کوره قوس الکتریکی و سوخت گاز طبیعی یا هیدروژن استفاده میکند؛ یعنی همان مسیر فناورانهای که در شمارههای اخیر همین نشریه، بهعنوان روند رو به رشد صنعت جهانی فولاد معرفی شد.
آنچه یک کارخانه کوچک میتواند نشان دهد
داستان هرتا متالز البته با داستان هیچ فولادساز بزرگی قابلمقایسه نیست؛ نه از نظر حجم، نه از نظر تاریخچه. اما همین کارخانه کوچک یک نکته را بهروشنی نشان میدهد: در دنیای امروز صنعت فولاد، ورود بازیگران تازه دیگر لزوماً به معنای ساخت یک کارخانه غولپیکر با میلیاردها دلار سرمایهگذاری کوره بلند نیست. میتوان با یک فناوری متفاوت، در یک بخش کوچک اما راهبردی بازار -مثل مواد اولیه آهنرباهای دائمی- وارد شد و جایگاهی ساخت که هیچ رقیب بزرگی هنوز اشغالش نکرده.
درسی برای صنعت فولاد ایران
این نکته میتواند برای بخشهایی از صنعت فولاد ایران هم قابلتأمل باشد. صنعت فولاد ایران در سطح کلان، در مسیر فناورانهای مشابه هرتا متالز حرکت میکند -یعنی تکیه بر احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی بهجای کوره بلند- اما تمرکز اصلی همچنان روی محصولات حجیم و عمومی مثل میلگرد و شمش است. داستان کارخانه کانرو یادآور میشود که همین مسیر فناورانه، ظرفیت ورود به بازارهای تخصصیتر و کمرقیبتر -مثل مواد اولیه صنایع پیشرفته یا دفاعی- را هم دارد؛ بازارهایی که شاید حجم کوچکی داشته باشند، اما به دلیل نبود رقیب جدی، ارزش افزوده و جایگاه راهبردی بسیار بالاتری نسبت به بازار عمومی و اشباعشده محصولات فولادی معمول ارائه میدهند.
مطالب مرتبط
