نوسانات قدرت دلار، ضعف تقاضای ساخت‌وساز در چین و تغییرات تولید معدن‌داران بزرگ، بازار سنگ‌آهن جهانی را در وضعیتی ناپایدار قرار داده است.
معادله دشوار فولادسازان: نوسان دلار و تلاطم قیمت سنگ‌آهن جهانی

به گزراش فولادنامه؛ هر بار که قیمت سنگ‌آهن یا فولاد در جایی از دنیا اعلام می‌شود، آن رقم تقریباً همیشه به یک واحد مشترک برمی‌گردد: دلار آمریکا. این نکته ساده، اما مهم است؛ چون یعنی نوسان قدرت دلار در بازارهای جهانی، حتی بدون تغییر واقعی در عرضه یا تقاضای فولاد، می‌تواند مستقیماً روی هزینه خرید مواد اولیه برای هر فولادسازی در هر نقطه از جهان اثر بگذارد. وقتی دلار قوی‌تر می‌شود، خریدارانی که با ارزهای دیگر معامله می‌کنند، عملاً باید بهای بیشتری برای همان مقدار سنگ‌آهن یا قراضه بپردازند؛ حتی اگر قیمت دلاری آن ماده در ظاهر تغییر نکرده باشد.

این دقیقاً همان زمینه‌ای است که بورس‌های کالایی جهان، به‌ویژه بورس فلزات شانگهای، این روزها آن را به نمایش می‌گذارند. طبق گزارش‌های اخیر استیل‌اوربیس، قیمت سنگ‌آهن در چین زیر فشار عدم تعادل عرضه و تقاضا رو به کاهش گذاشته است. این افت تصادفی نبوده؛ در همان بازه، آمار نشان داد تولید سنگ‌آهن چین در نیمه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل هفت درصد کاهش یافته، اما این کاهش عرضه داخلی هم نتوانسته جلوی افت قیمت را بگیرد؛ چون ضعف تقاضای پایین‌دستی، به‌ویژه از سوی بخش ساخت‌وساز، قوی‌تر از محدودیت عرضه داخلی چین عمل کرده است.

این ضعف تقاضا را می‌شود در گزارش‌های عملکردی معدن‌داران بزرگ جهان هم دید. قیمت سنگ‌آهن پرعیار برزیل هم به‌دلیل ضعف تقاضای چین کاهش یافته است. کومبا آیرون‌اور، یکی از تولیدکنندگان بزرگ آفریقای جنوبی، افت تولید و فروش در نیمه نخست امسال را گزارش کرده. آنگلو امریکن هم با اینکه تولید سنگ‌آهنش در همین بازه کاهش یافته، فروش بالاتری ثبت کرده؛ ترکیبی که نشان می‌دهد شرکت‌های بزرگ معدنی بیشتر به فروش موجودی انباشته‌شده روی آورده‌اند تا تولید تازه. در طرف مقابل، سامارکو -مشترک میان ریوتینتو و ویل برزیل- فروش سه‌ماهه دومش را نسبت به سه‌ماهه اول امسال بیست‌وسه درصد افزایش داده، هرچند این رقم هنوز حدود یک درصد از سطح سال قبل عقب‌تر است.

اگر این تکه‌های پازل را کنار هم بگذاریم، تصویری از یک بازار کالایی به‌دست می‌آید که در آن، افت همزمان تولید و تقاضا، بازار را در یک تعادل شکننده و پرنوسان نگه داشته؛ نه رونق واقعی، نه رکود کامل، بلکه حالتی بینابین که در آن، کوچک‌ترین خبر -از یک بسته محرک اقتصادی چین گرفته تا یک تغییر در سیاست پولی آمریکا و قدرت دلار- می‌تواند تعادل را به یک‌سو بچرخاند.

بخش انرژی هم این روزها سهم خودش را در این معادله دارد. همان‌طور که در گزارش‌های پیشین هم اشاره شده، هزینه انرژی در فولادسازی از نظر رتبه، بلافاصله بعد از مواد اولیه، دومین هزینه بزرگ این صنعت محسوب می‌شود. وقتی قیمت دلاری مواد اولیه در حال نوسان است و هزینه انرژی هم به‌طور مستقل تحت‌فشار قرار دارد، فولادسازانی که نتوانند این دو متغیر را همزمان مدیریت کنند، بیشترین آسیب را از این بی‌ثباتی می‌بینند.

برای صنعت فولاد ایران، این تصویر جهانی یک نکته عملی دارد: چون قیمت اصلی مواد اولیه فولاد -از سنگ‌آهن گرفته تا قراضه- در سطح جهانی به دلار سنجیده می‌شود، نوسان قدرت دلار و بورس‌های جهانی کالا، مستقیم و بی‌واسطه روی هزینه واقعی تأمین مواد اولیه برای فولادسازان ایرانی هم اثر می‌گذارد؛ حتی اگر معاملات داخلی به ریال انجام شود. در چنین شرایطی، رصد مستمر بورس‌های جهانی کالا و روند دلار، دیگر صرفاً یک داده اقتصاد کلان نیست، بلکه بخشی جدی از برنامه‌ریزی خرید و قیمت‌گذاری روزانه هر واحد فولادی محسوب می‌شود.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0