
به گزارش فولادنامه؛ بازار جهانی سنگآهن در سالهای اخیر، بیش از آنکه بر مبنای واقعیتهای عرضه و تقاضا حرکت کند، تحت تأثیر انتظارات قیمتی و شوکهای مقطعی قرار داشته است. تداوم قیمتهای نسبتاً بالا پس از همهگیری کرونا، بسیاری از فعالان بازار را به این جمعبندی رساند که جهان وارد دورهای طولانی از کمبود عرضه شده است؛ برداشتی که موجی از سرمایهگذاریهای جدید معدنی را در سراسر جهان فعال کرد.
نتیجه این فضای خوشبینانه، انباشت پروژههایی بود که سالها در مرحله مطالعه یا توسعه متوقف مانده بودند. اکنون، با عبور تدریجی این پروژهها از فاز برنامهریزی به مرحله بهرهبرداری، بازار جهانی سنگآهن در آستانه یک چرخش ساختاری قرار گرفته است؛ چرخشی که سال ۲۰۲۶ میتواند نقطه آشکار آن باشد.
سالی که گذشت. چرا ۲۰۲۵ سال «تاخیر» بود؟
اگرچه انتظار میرفت رشد عرضه از سال ۲۰۲۵ شتاب بگیرد، اما واقعیت بازار مسیر دیگری را نشان داد. محدودیتهای فنی در مراحل اولیه راهاندازی پروژهها (Ramp-up)، همراه با اختلالات شدید آبوهوایی در استرالیا و برزیل، باعث شد بخش بزرگی از ظرفیتهای جدید نتوانند بهطور کامل وارد مدار تولید شوند. در نتیجه، رشد عرضه جهانی در سال ۲۰۲۵ محدود باقی ماند و طبق برآوردها، تولید جهانی سنگآهن تنها حدود ۳۳ میلیون تن افزایش یافت و به سطح تقریبی ۲.۶۱ میلیارد تن رسید. این رشد محدود، بهطور موقت از قیمتها حمایت کرد و حتی این تصور را تقویت نمود که بازار توان جذب پروژههای جدید را دارد. اما این وضعیت بیش از آنکه نشانه تعادل باشد، نتیجه یک «وقفه زمانی» بود.
۲۰۲۶؛ سالی که عرضه خود را نشان میدهد
برآوردهای Mysteel نشان میدهد در سال ۲۰۲۶، بسیاری از پروژههایی که در سال قبل با تأخیر مواجه بودند، وارد فاز تولید پایدار خواهند شد. نتیجه این همزمانی، افزایش حدود ۶۵ میلیون تنی تولید جهانی و رسیدن آن به سطحی نزدیک به ۲.۶۸ میلیارد تن است. این جهش، صرفاً یک افزایش عددی نیست؛ بلکه نشانه ورود بازار به فاز «گسترش ساختاری عرضه» است. فازی که در آن، رشد تولید دیگر وابسته به شرایط مقطعی نیست و ظرفیتهای جدید بهصورت سیستماتیک وارد بازار میشوند.
با ورود پروژههای قدیمی سنگآهن به فاز بهرهبرداری در سال ۲۰۲۶، عرضه جهانی حدود ۶۵ میلیون تن افزایش مییابد و بازار وارد دوره «گسترش ساختاری عرضه» میشود
چهار ستون اصلی رشد عرضه جهانی
آفریقا | بازیگر جدید با وزن ژئوپلیتیک
بزرگترین سهم رشد عرضه در سال ۲۰۲۶ به آفریقا اختصاص دارد. پروژه عظیم سیماندو در گینه، بهتنهایی حدود ۲۰ میلیون تن به عرضه جهانی اضافه میکند و در کنار افزایش تولید در کشورهایی مانند لیبریا، سیرالئون، گابن و غنا، آفریقا را به مهمترین موتور رشد بازار تبدیل میکند. اهمیت سیماندو تنها در حجم تولید خلاصه نمیشود. این پروژه، وابستگی چین به استرالیا را کاهش داده و توازن قدرت در بازار قراردادهای بلندمدت و مذاکرات قیمتی را تغییر میدهد؛ تغییری که پیامدهای آن فراتر از سال ۲۰۲۶ خواهد بود.
استرالیا | رشد کنترلشده، بدون شگفتی
استرالیا همچنان ستون سنتی عرضه باقی میماند، اما رشد این منطقه بیشتر از مسیر بهینهسازی و جایگزینی ظرفیتها حاصل میشود. شرکتهایی مانند Rio Tinto، BHP و Fortescue تمرکز خود را بر تثبیت تولید و افزایش تدریجی گذاشتهاند، نه راهاندازی پروژههای پرریسک جدید. الگوی فصلی ضعف عرضه در سهماهه اول و بهبود از سهماهه دوم همچنان پابرجاست، هرچند شدت اختلالات آبوهوایی احتمالاً کمتر از سال ۲۰۲۵ خواهد بود.
آمریکای جنوبی | بازیابی محتاطانه
برزیل با محوریت Vale و پروژههایی مانند CSN و Samarco نقش مکمل مهمی در رشد عرضه ایفا میکند. با این حال، ریسکهای لجستیکی، زیستمحیطی و عملیاتی همچنان این منطقه را آسیبپذیر نگه داشته است و مانع از جهشهای ناگهانی تولید میشود.
هند | رشد درونزا، نه صادراتمحور
رشد عرضه هند عمدتاً در پاسخ به تقاضای داخلی فولاد شکل میگیرد. توسعه معادن بزرگ و بهینهسازی شرکتهایی مانند NMDC، این کشور را به بازیگری باثبات در سمت عرضه تبدیل کرده، اما نقش آن در بازار صادراتی جهانی همچنان محدود باقی میماند.
«پروژه عظیم سیماندو در گینه و افزایش تولید در سایر کشورهای آفریقایی، وابستگی چین به استرالیا را کاهش داده و توازن قراردادهای بلندمدت و قدرت در بازار جهانی را تغییر میدهد
ریسک قیمت و نقطه حساس بازار»
اگرچه ظرفیت بالقوه عرضه در سال ۲۰۲۶ بالاست، اما تحقق کامل آن به یک متغیر کلیدی وابسته است: سطح قیمت سنگآهن. در سناریوی پایه، قیمتها میتوانند رشد عرضه را جذب کنند. اما در صورت افت قیمت به محدوده ۸۰ دلار بر تن یا پایینتر، بخشی از تولیدکنندگان پرهزینه ناچار به کاهش یا توقف تولید خواهند شد. در این حالت، رشد واقعی عرضه ممکن است به حدود ۳۵ میلیون تن محدود شود.
این حساسیت قیمتی نشان میدهد بازار وارد دورهای شده که «انضباط عرضه» بار دیگر اهمیت پیدا میکند.
شکاف ایران و جهان | داستانی متفاوت در بازار سنگآهن
نکتهای که در تحلیل بازار جهانی نباید نادیده گرفت، تفاوت بنیادین ساختار بازار سنگآهن ایران با بازار جهانی است. برخلاف بسیاری از کشورها، زنجیره سنگآهن ایران تا حد زیادی از قیمتهای جهانی جداست و تحت تأثیر عوامل داخلی مانند سیاستگذاری، ساختار هزینه، قوانین و دستورالعمل های خلق الساعه صادراتی، محدودیت های بین المللی تجاری، شکاف قیمت ارز بین بازار آزاد و مبادله ای، تورم شدید، ناترازی انرژی در صنعت و توازن درونزنجیرهای عمل میکند. به همین دلیل، در مقاطعی شاهد پدیدهای هستیم که در نگاه اول متناقض به نظر میرسد: کاهش قیمت جهانی سنگآهن همزمان با افزایش قیمت سنگ و محصولات بالادستی در داخل کشور. این شکاف، نشاندهنده آن است که تحلیل بازار ایران را نمیتوان صرفاً با عینک CFR چین انجام داد. برای فولادسازان ایرانی، بهویژه شرکتهای بزرگی مانند فولاد مبارکه، درک این تفاوت نهتنها یک مزیت، بلکه یک ضرورت راهبردی است؛ ضرورتی که در سالهای پیشرو، با افزایش نوسانات جهانی و فشار بر حاشیه سود، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
سال ۲۰۲۶ را میتوان آغاز فصل جدیدی در بازار جهانی سنگآهن دانست؛ فصلی که در آن رشد عرضه ساختاری، نقش ژئوپلیتیک پروژهها و حساسیت بازار به قیمتها بیش از گذشته تعیینکننده خواهند بود. در عین حال، تجربه ایران نشان میدهد که مسیر بازار داخلی الزاماً همراستا با تحولات جهانی نیست و تحلیل دقیق، نیازمند تفکیک این دو فضاست. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد نه پیشبینی یک عدد مشخص برای قیمت، بلکه درک عمیق از نیروهایی است که تعادل بازار را شکل میدهند؛ نیروهایی که سال ۲۰۲۶ آنها را با شفافیت بیشتری نمایان خواهد کرد.
منبع: ایراسین
مطالب مرتبط
