
به گزارش فولادنامه؛ بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران،در چهارمین سمینار تحلیلی فولاد و صنایع معدنی با عنوان «پایداری تولید در صنعت فولاد با محوریت چالش انرژی»با تأکید بر اینکه انرژی برای صنعت فولاد همان نقشی را دارد که اکسیژن برای ادامه حیات انسان، هشدار داد تداوم محدودیتهای برق و گاز، نهتنها تولید فولاد، بلکه اشتغال، صادرات، حملونقل، معادن و صنایع پاییندستی کشور را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد.
وی همچنین با قدردانی از کارکنان واحدهای آسیبدیده از جنگ، از مسئولان خواست با نگاهی منصفانهتر به سهم صنعت فولاد در اقتصاد ملی، در سیاستهای تخصیص انرژی، قیمتگذاری برق و تنظیم بازار انرژی بازنگری کنند.
سبحانی عنوان کرد: این نیروها بهصورت شبانهروزی در حال تلاش هستند تا این واحدها هرچه سریعتر دوباره در مسیر تولید قرار گیرند و کمترین آسیب ممکن به زنجیره فولاد کشور وارد شود. این تلاشها شایسته قدردانی ویژه است، زیرا پایداری تولید در چنین شرایطی، حاصل تعهد و ایستادگی نیروهای عملیاتی و مدیریتی صنعت است.
بیش از ۹۰ درصد تولید فولاد کشور انرژی محور است
وی با تشریح ساختار تولید فولاد در ایران گفت: امروز بیش از ۹۰ درصد تولید فولاد کشور در واحدهای احیای مستقیم و کورههای قوس الکتریکی انجام میشود؛ بنابراین طبیعی است که برق و گاز در این صنعت، نقش تعیینکننده و حیاتی داشته باشند.
سبحانی با اشاره به تحولات اخیر در سطوح اجرایی کشور افزود: خوشبختانه در نشست اخیر مرتبط با صنعت و معدن، اهمیت موضوع تأمین پایدار انرژی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت و در ادامه نیز جلسه ویژهای با حضور مسئولان وزارت صمت، وزارت نیرو و تشکلها برگزار شد. دستوراتی نیز در این زمینه صادر شده و امید میرود آثار آن در روزهای آینده نمایان شود.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران تأکید کرد: وقتی از انرژی صحبت میکنیم، صرفاً درباره کمبودها حرف نمیزنیم، بلکه یکی از مسائل مهم، بیانصافی در نحوه توزیع محدودیتها است.در هر تصمیم اقتصادی، باید تحلیل هزینه و فایده انجام شود. وقتی برق یا گاز صنعت فولاد قطع میشود، باید پرسید چه صنعتی از ادامه تولید محروم میشود و این تصمیم چه پیامدهایی برای اقتصاد ملی دارد؟
سبحانی تصریح کرد: صنعت فولاد از جمله صنایعی است که نقش بسیار بالایی در ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم دارد. برای هر یک شغل در صنعت فولاد، بیش از ۲۰ شغل غیرمستقیم فعال میشود. بنابراین، وقتی تولید در واحدهای فولادی مختل میشود، دامنه اثر آن صرفاً به کارخانه محدود نمیماند، بلکه خانوادههای فراوانی در سطوح مختلف زنجیره از این اختلال آسیب میبینند.
از معدن تا لوازم خانگی؛ همه از قطع انرژی فولاد آسیب میبینند
سبحانی با تشریح ابعاد پیشران صنعت فولاد گفت: اثرگذاری این صنعت، از معادن آغاز میشود، به حملونقل میرسد و سپس کل صنایع پاییندستی را در بر میگیرد. از شرکتهایی که مواد معدنی را استخراج میکنند تا ناوگان حملونقلی که مواد اولیه را به کارخانه میرساند و سپس محصول نهایی را توزیع میکند، همگی از وضعیت تولید فولاد تأثیر میپذیرند.
وی ادامه داد: صنایعی مانند خودروسازی، لوازم خانگی و سایر صنایع مصرفکننده فولاد نیز مستقیماً از این وضعیت اثر میگیرند؛ بنابراین، محدود کردن انرژی صنعت فولاد در عمل به معنی مختل کردن یک زنجیره گسترده اقتصادی است.
فولاد، یکی از پایههای صادرات غیرنفتی کشور است
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در ادامه با اشاره به نقش صادراتی این صنعت اظهار کرد: فولاد از مهمترین بخشهای ارزآور اقتصاد کشور است و پس از پتروشیمی، یکی از پایههای اصلی صادرات غیرنفتی به شمار میرود.
سبحانی افزود: برای به دست آوردن بازارهای صادراتی، سالها تلاش شده و این بازارها بهراحتی قابل تصرف نبودهاند. از دست رفتن این بازارها بر اثر ناپایداری در تولید و قطع مکرر انرژی، خسارتی است که جبران آن بهسادگی امکانپذیر نخواهد بود.
وی با طرح این پرسش که آیا هزینهفایده این محدودیتها واقعاً محاسبه شده است، گفت: باید دید بهای واقعی قطع برق و گاز فولاد چیست؛ چه فرصتهای صادراتی از بین میرود، چه اشتغالی آسیب میبیند و چه هزینههایی به اقتصاد ملی تحمیل میشود.
سبحانی با اشاره به میزان برق مصرفی صنعت فولاد گفت: کل مصرف برق زنجیره فولاد از معدن تا محصول نهایی، کمتر از ۶ هزار مگاوات است. این در حالی است که بخشی از این برق پیشتر توسط خود صنعت تأمین میشد و فولادسازان توانسته بودند بیش از ۵۰ درصد نیاز خود را از محل ظرفیتهای داخلی و نیروگاههای وابسته پوشش دهند.
وی افزود: با این حال، در دورههای محدودیت، میزان برق در اختیار این صنعت به کمتر از ۳ هزار مگاوات رسیده است؛ یعنی صنعتی با این سطح از اهمیت، عملاً با کسری شدید انرژی مواجه شده است.
بیاعتمادی، پیامد خطرناک سیاستهای ناپایدار انرژی
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران یکی از مهمترین تبعات وضعیت فعلی را شکلگیری بیاعتمادی میان سرمایهگذار و تأمینکننده انرژی دانست و گفت: وقتی به سرمایهگذار گفته میشود برای احداث کارخانه فولاد یا باید برق را با پرداخت هزینههای سنگین خریداری کند، یا خود وارد سرمایهگذاری در نیروگاه شود، این انتظار وجود دارد که در مقابل، امنیت و قابلیت اتکای لازم برای تأمین برق نیز فراهم باشد.
وی ادامه داد: اما در عمل، حتی در شرایطی که سرمایهگذار برای تأمین انرژی خود هزینه کرده یا طبق الزامات موجود وارد احداث نیروگاه شده، باز هم در دوره بحران با عدم قطعیت مواجه میشود و به او گفته میشود از بورس انرژی برق تهیه کند یا با محدودیت روبهرو شود.
سبحانی تأکید کرد: در چنین فضایی، این پرسش جدی مطرح میشود که با چه امید و اعتمادی باید برای چهار یا پنج سال آینده سرمایهگذاری کرد؟ سرمایهگذاری در صنعت فولاد، فرایندی پرهزینه و زمانبر است و بدون اطمینان از دسترسی پایدار به انرژی، برنامهریزی برای توسعه عملاً دشوار میشود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به برخی ناهماهنگیها و بیثباتیها در حوزه قیمتگذاری برق اشاره کرد و گفت: برای فعالان صنعتی بسیار عجیب است که در مقاطعی، قبض برق با افزایشهای ناگهانی و حتی با عطف به ماسبق شدن تاریخ اعمال تعرفهها صادر میشود. چنین تصمیماتی، محیط تصمیمگیری اقتصادی را غیرقابل پیشبینی میکند و با اصول اولیه سرمایهگذاری صنعتی سازگار نیست.
سبحانی در ادامه با اشاره به تجربه برخی کشورها گفت: در برخی بازارهای منطقه، سرمایهگذار میداند برای یک دوره ۱۰ ساله برق خود را با نرخ ثابت دریافت خواهد کرد و بر همین اساس برنامهریزی میکند. اما در ایران، ناپایداری در سیاستها و تعرفهها، امکان چنین افقگذاریای را دشوار کرده است.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در ادامه به سازوکار بورس انرژی پرداخت و با انتقاد از وضعیت فعلی آن گفت: در حالی که سالهاست در بورس کالا و بورس فلزات نوعی مدیریت و تنظیمگری برای جلوگیری از فشار غیرمتعارف به مصرفکننده و کنترل منطقی قیمتها اعمال میشود، در بورس انرژی چنین مدیریت مؤثری دیده نمیشود.
وی افزود: برقی که باید با سازوکار منطقی در اختیار صنعت قرار گیرد، گاه در فضایی رقابتی و بدون سقف مؤثر قیمتی عرضه میشود و این مسئله بهویژه برای فولادسازان مشکلساز شده است.
رقابت نابرابر فولاد و پتروشیمی در خرید برق
سبحانی با اشاره به ساختار متفاوت مصرف انرژی در صنایع مختلف گفت: در روزهایی که برق در بورس انرژی عرضه میشود، هم فولادیها و هم پتروشیمیها در یک میدان رقابت قرار میگیرند، در حالی که سهم برق در ساختار هزینه این دو صنعت یکسان نیست.
وی توضیح داد: برای صنعت فولاد، افزایش شدید قیمت برق میتواند بهمعنای توقف تولید و حتی تعطیلی باشد، اما در صنعت پتروشیمی، به دلیل پایینتر بودن سهم برق در بهای تمامشده، امکان خرید برق با قیمتهای بالاتر وجود دارد. در نتیجه، پتروشیمیها میتوانند در این رقابت دست بالاتر را داشته باشند و برق عرضهشده را جذب کنند.این وضعیت یک رقابت نابرابر ایجاد کرده که باید هرچه سریعتر اصلاح شود.
پیشنهاد فولادیها: سقف قیمت و تفکیک روز عرضه
سبحانی در تشریح راهکارهای پیشنهادی گفت: مدیریت این وضعیت کار دشواری نیست و میتوان با تعیین سقف قیمت و همچنین تفکیک زمان یا روز عرضه برق برای صنایع مختلف، تعادل بیشتری در بازار ایجاد کرد.
وی افزود: همانگونه که برای بازار فولاد سازوکارهای کنترلی وجود دارد، در بازار برق نیز باید تنظیمگری متناسب اعمال شود. بهعنوان مثال، فولادیها در یک روز و پتروشیمیها در روزی دیگر وارد رقابت شوند تا هر صنعت در فضای نزدیکتری به ساختار واقعی خود رقابت کند. این اقدام میتواند از جهشهای غیرمنطقی قیمت جلوگیری کند و به توزیع عادلانهتر انرژی در میان صنایع بینجامد.
حاشیه سود فولاد به مرز هشدار رسیده است
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، در ادامه سخنان خود در سمینار تخصصی چالش انرژی و پایداری تولید، با تشریح جایگاه جهانی فولاد ایران، سهم این صنعت در اقتصاد ملی، روند فزاینده هزینههای انرژی و آثار محدودیتهای برق و گاز بر تولید، هشدار داد که تداوم وضعیت فعلی میتواند بخش مهمی از مزیتپذیری صنعت فولاد کشور را از بین ببرد.
وی با اشاره به افت حاشیه سود شرکتهای فولادی، افزایش پرشتاب تعرفههای انرژی و از دست رفتن میلیونها تن تولید در نتیجه ناترازی گاز و برق، خواستار اصلاح فوری فرمولهای قیمتگذاری و تأمین حداقل پایدار انرژی برای واحدهای فولادی شد.
سبحانی اظهار کرد: بر اساس دادههای استخراجشده از کدال بورس و صورتهای مالی شرکتهای بزرگ، حاشیه سود صنعت فولاد به حدود ۶ درصد رسیده است؛ رقمی که از منظر اقتصادی، برای صنعتی با این حجم سرمایهگذاری، ریسک و هزینه، بسیار پایین و نگرانکننده است.حتی برخی شرکتها وارد محدوده زیاندهی شدهاند و این در حالی است که هنوز فشارها بر صنعت ادامه دارد. به گفته رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، اگر این روند متوقف نشود، بخش قابل توجهی از واحدهای تولیدی به زیر نقطه سربهسر خواهند رفت.
سبحانی با اشاره به جایگاه بینالمللی صنعت فولاد ایران گفت: ایران با تولید حدود ۳۲ میلیون تن فولاد، همچنان در میان ۱۰ تولیدکننده بزرگ فولاد دنیا قرار دارد. به گفته او، چین با سهمی نزدیک به ۵۰ درصد تولید جهانی فولاد در رتبه نخست قرار دارد و پس از آن کشورهایی مانند هند، آمریکا و ژاپن جای گرفتهاند.
وی افزود: ایران نیز در رتبه دهم این فهرست قرار داشته، هرچند در مقاطعی بهدلیل کاهش تولید ناشی از توقف برخی خطوط در نتیجه حملات و اختلالات، جایگاه کشور با ویتنام جابهجا شده است. با این حال، حضور ایران در جمع بازیگران بزرگ فولاد جهان، نشاندهنده اهمیت راهبردی این صنعت در اقتصاد ملی و منطقهای است.
دو مزیت سنتی فولاد ایران هم در حال از دست رفتن است
سبحانی با رد این تصور که فولاد ایران از انرژی بسیار ارزان برخوردار است، تصریح کرد: برخلاف برخی برداشتها، امروز گاز و برق صنعت فولاد ایران از بسیاری از رقبای منطقهای و جهانی ارزانتر نیست. صنعت فولاد ایران در گذشته، در کنار برخی چالشها مانند پراکندگی جغرافیایی زنجیره و هزینههای بالای حملونقل، دو مزیت نسبی مهم یعنی گاز و برق را در اختیار داشت؛ اما اکنون همان دو مزیت نیز تضعیف شده یا در حال از بین رفتن است.
به گفته او، در شرایطی که فولادساز ایرانی باید با تولیدکنندگانی در عمان، عربستان، قطر و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس رقابت کند، بالا بودن هزینه انرژی و حملونقل، عملاً موقعیت رقابتی صنعت را تضعیف میکند.
افزایش نرخ برق؛ بسیار فراتر از رشد قیمت فولاد
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران با اشاره به روند تغییرات قیمت برق از سال ۱۳۹۸ تا امروز گفت: مقایسه نرخ رشد قیمت برق با قیمت فروش فولاد نشان میدهد که هزینه انرژی با شتابی بسیار بیشتر از درآمد صنعت افزایش یافته است.
سبحانی توضیح داد: در این دوره، در حالی که قیمت فولاد حدود ۶۰۰ درصد افزایش داشته، نرخ برق با رشد حدود ۳۵۰۰ درصدی مواجه شده است. او تأکید کرد که این شکاف، بهطور مستقیم حاشیه سود شرکتها را کاهش داده و توازن اقتصادی فعالیت فولادی را بر هم زده است.
وی افزود: ممکن است وزارت نیرو اعلام کند نرخ پایه برق به آن اندازهای که گفته میشود افزایش نیافته، اما مسئله اصلی آن است که در عمل، مجموعهای از آیتمهای مازاد به قبض برق صنایع اضافه میشود و رقم نهایی پرداختی را بهطور قابل توجهی بالا میبرد.
سبحانی در تشریح این اقلام گفت: مواردی مانند مابهالتفاوت مقررات، هزینه سوخت نیروگاهی، مابهالتفاوت انرژی، هزینههای مرتبط با ماده ۱۶ و بهای ترانزیت به رقم نهایی قبض برق اضافه میشوند و در برخی موارد، ۳۰ تا ۴۰ درصد بیش از نرخ پایه به صنعت تحمیل میکنند.
او تصریح کرد: از نگاه مصرفکننده صنعتی، ملاک اصلی، آن رقمی است که در نهایت باید بهازای هر مگاوات یا هر واحد مصرف پرداخت کند، نه صرفاً نرخ اسمی اعلامشده.
۶۹ درصد برق صنعت فولاد را خود واحدها تأمین میکنند
سبحانی در ادامه با اشاره به ترکیب تأمین برق صنعت فولاد گفت: مصرف برق این صنعت در مجموع حدود ۵۳۱۰ مگاوات است که از این میزان، حدود ۳۶۸۴ مگاوات، معادل ۶۹ درصد، توسط خود واحدهای فولادی و از محل ظرفیتهای خودتأمین فراهم میشود.
وی با تأکید بر اهمیت این عدد افزود: این آمار نشان میدهد که صنعت فولاد نهتنها صرفاً مصرفکننده نیست، بلکه بخش بزرگی از نیاز برق خود را نیز تأمین کرده است. بنابراین انتظار صنعت آن است که در سیاستگذاریهای مرتبط با محدودیت انرژی، این واقعیت مورد توجه قرار گیرد.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران با اشاره به روند قیمت گاز نیز گفت: گاز هم مانند برق، در سالهای اخیر افزایش قابل توجهی را تجربه کرده و همین موضوع فشار مضاعفی بر زنجیره فولاد وارد کرده است.وقتی در برخی حلقههای زنجیره، سهم انرژی در بهای تمامشده به بیش از ۳۰ درصد میرسد، هر ۱۰ درصد افزایش قیمت انرژی به معنای افزایش مستقیم و معنادار در هزینه تمامشده تولید است.
وی افزود: این مسئله بهویژه برای واحدهایی که زنجیره کامل ندارند و تنها در بخش فولادسازی یا احیا فعالاند، خطرناکتر است، زیرا سهم انرژی در ساختار هزینه آنها از میانگین صنعت نیز بیشتر است و در نتیجه، شکنندگی اقتصادیشان بالاتر میرود.
سهم گاز فولاد کمتر از ۵ درصد است؛ اما نخستین محدودیتها متوجه این صنعت میشود
سبحانی با انتقاد از نحوه اعمال محدودیتهای گازی اظهار کرد: کل مصرف گاز زنجیره فولاد در مقایسه با کل گاز توزیعی کشور، کمتر از ۵ درصد است.
به گفته وی، در شرایطی که روزانه حدود ۸۰۰ تا ۸۵۰ میلیون مترمکعب گاز وارد شبکه توزیع میشود، کل نیاز زنجیره فولاد حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون مترمکعب است؛ اما بهمحض بروز محدودیت، یکی از نخستین بخشهایی که با قطع یا افت گاز مواجه میشود، صنعت فولاد است.
او با طرح این پرسش که منطق این نوع اولویتبندی چیست، تأکید کرد: باید روشن شود چرا صنعتی با این میزان اهمیت و با چنین سهم محدودی از مصرف گاز، تا این اندازه در معرض محدودیت قرار میگیرد.
درخواست فولادیها در حوزه برق: اصلاح ضریب، حذف آیتمهای مازاد، تأمین کامل
سبحانی در تشریح مطالبات صنعت فولاد در حوزه برق گفت: نخستین درخواست، اصلاح ضریب قیمت برق نسبت به نرخهای مرجع و بازنگری در مبنای قیمتگذاری با توجه به شرایط رقبا در منطقه است.همچنین حذف آیتمهای مازاد مانند هزینههای ترانزیت، سوخت نیروگاهی و سایر هزینههای الحاقی از دیگر مطالبات مهم این صنعت است.
او افزود: در کنار این اصلاحات، واحدهای استراتژیک فولادی که در تأمین بازار داخل و مواد اولیه صنایع پاییندستی نقش دارند، باید از تأمین کاملتر و پایدارتر برق برخوردار شوند؛ بهویژه آنکه در بسیاری از موارد، هزینه دیماند از آنها اخذ میشود و حتی برای احداث نیروگاه نیز به آنها تکلیف شده است.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران یکی از مهمترین مشکلات حوزه گاز را اتصال فرمول قیمت گاز فولاد به قیمت گاز پتروشیمیها دانست و گفت: این روش، با ماهیت تولید فولاد همخوانی ندارد. گاز در صنعت پتروشیمی در بسیاری از موارد نقش خوراک اصلی را دارد، اما در فولاد، بهویژه در بخش احیا، گاز بیشتر نقش فرایندی، کمکی و کاتالیستی ایفا میکند و نمیتوان همان منطق قیمتگذاری را بر آن تحمیل کرد.
وی افزود: در فرآیند احیای مستقیم، بخش عمده هزینه مربوط به مواد اولیهای مانند سنگآهن و گندله است و سهم گاز در آن، هرچند مهم، اما از جنس خوراک پتروشیمی نیست. بنابراین، تعیین قیمت گاز فولاد بر مبنای درصدی از نرخ گاز پتروشیمی نیازمند بازنگری جدی است.
محاسبه ارزش افزوده در فولاد نیازمند اصلاح است
سبحانی در ادامه به موضوع ارزش افزوده نیز اشاره کرد و گفت: یکی از مشکلات ناشی از این نوع نگاه به گاز، نحوه محاسبه ارزش افزوده در صنعت فولاد است.
او افزود: در برخی محاسبات، گاز بهعنوان یک امتیاز یا مزیت ویژه برای فولادسازان در نظر گرفته میشود، در حالی که ماهیت مصرف آن در فولاد با صنایع خوراکمحور متفاوت است. به گفته وی، این رویکرد در محاسبات، میتواند تصویر نادقیقی از سودآوری و ارزش افزوده واقعی فولاد ارائه کند.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در پایان، بر ضرورت تأمین حداقلی گاز برای واحدهای احیا تأکید کرد و گفت: واحد احیای مستقیم، حتی اگر نتواند با ظرفیت کامل کار کند، باید حداقل امکان تداوم در سطحی مشخص را داشته باشد.
سبحانی توضیح داد: برای مثال، یک واحد احیا با ظرفیت ۱.۵ میلیون تن شاید بتواند با ۳۰۰ هزار تن یا در سطوح حداقلی به فعالیت ادامه دهد، اما اگر محدودیت بهگونهای اعمال شود که واحد عملاً ناچار به توقف شود، فقط باید سیستم را گرم نگه دارد تا پس از رفع محدودیت بتواند دوباره وارد مدار شود این وضعیت به معنای تحمیل همزمان هزینه انرژی، هزینه نیروی انسانی و هزینه نگهداشت بدون تولید مؤثر است؛ مسئلهای که فشار سنگینی بر بنگاه وارد میکند و بهرهوری را به شدت کاهش میدهد.
منبع: ایراسین
مطالب مرتبط
