
به گزارش فولادنامه؛ تصور کنید خانوادهای در حومهی یکی از شهرهای رو به رشد هند، امسال برای اولین بار توانسته یک یخچال و یک ماشین لباسشویی نو بخرد؛ نه به این دلیل که درآمدشان بهطور چشمگیری بالا رفته، بلکه چون قیمت این کالاها در دسترستر شده و اعتماد به آیندهی اقتصادی بیشتر شده است. همین خانواده شاید هر روز صبح با قطاری به سر کار میرود که روی خطوطی تازه و در حال گسترش حرکت میکند، و شاید فرزندشان در آپارتمانی زندگی میکند که تنها دو سال پیش هنوز یک تکه زمین خالی بود. آنچه این تکههای بهظاهر پراکندهی زندگی روزمره را به هم وصل میکند، مادهای است که هیچکدام این افراد مستقیماً دربارهاش فکر نمیکنند: فولاد.
بر اساس آخرین گزارش چشمانداز کوتاهمدت انجمن جهانی فولاد، هند در حال حاضر بهعنوان سریعترین بازار در حال رشد فولاد در میان اقتصادهای بزرگ جهان شناخته میشود؛ تقاضای فولاد در این کشور برای امسال حدود هفت و نیم درصد رشد پیشبینی شده و انتظار میرود سال آینده این رشد به بیش از نه درصد برسد. آنچه این رقم را از یک آمار خشک اقتصادی فراتر میبرد، منابع رشد آن است: ساختوساز زیرساختی، بخش خودرو که از رونق تقاضای حملونقل باری بهره میبرد، چرخهی مقاوم سرمایهگذاری در کالاهای سرمایهای، و طرحهای گسترش شبکهی ریلی در سراسر کشور. حتی رشد مصرف کالاهای بادوام خانگی، از یخچال گرفته تا ماشین لباسشویی، بهعنوان یکی از عوامل پشتیبان تقاضا نام برده شده است.
این تصویر وقتی معنادارتر میشود که آن را با تولید واقعی مقایسه کنیم. تولید فولاد خام هند در سال گذشتهی میلادی به بیش از صد و شصت و چهار میلیون تن رسید، رشدی بیش از ده درصد نسبت به سال پیش از آن، که هند را بهطور قطعی در جایگاه دومین تولیدکنندهی بزرگ فولاد جهان، پس از چین، تثبیت کرده است. این روند در ماههای نخست امسال نیز ادامه یافته و تولید در دورهی ژانویه تا فوریه رشدی نزدیک به ده درصد را نسبت به مدت مشابه سال قبل ثبت کرده است.
اما داستان تنها به هند محدود نمیماند. در آنسوی جهان، در ایالات متحده، تصویر متفاوتی از همین رابطهی فولاد و زندگی روزمره در حال شکلگیری است. کاهش نرخ بهره و بهبود شرایط تأمین مالی، زمینه را برای رونق نسبی ساختوساز مسکونی فراهم کرده و انتظار میرود بازار فولاد آمریکا امسال و سال آینده رشدی ملایم اما پایدار را تجربه کند. جالبتر آنکه، یکی از محرکهای تازهی این تقاضا، نه خانهسازی سنتی، بلکه ساختوساز مراکز داده است؛ زیرساختهایی که موج سرمایهگذاری در هوش مصنوعی آنها را به یکی از مصرفکنندگان نوظهور و رو به رشد فولاد در آمریکا تبدیل کرده است. به بیان دیگر، فولادی که امروز ذوب میشود، فردا ممکن است در دیوار همان مرکز دادهای قرار بگیرد که هوش مصنوعی این متن را کمک به نوشتنش میکند.
این الگو در آفریقا نیز تکرار میشود، هرچند با مقیاسی کوچکتر. پس از نزدیک به یک دهه رکود، تقاضای فولاد در این قاره از سال ۲۰۲۳ وارد مسیر رشدی پایدار شده و عمدتاً از رونق ساختوساز در شمال و شرق آفریقا تغذیه میشود؛ رشدی که با ثبات نسبی اقتصاد کلان و کاهش نوسانات ارزی در بسیاری از کشورهای منطقه همراه بوده است. برای میلیونها نفر در این قاره، این رشد یعنی جادهای که بالاخره آسفالت میشود یا ساختمانی که بعد از سالها انتظار، سرانجام تکمیل میشود.
آنچه از کنار هم گذاشتن این تکهها به دست میآید، تصویری است که کمتر در ترازنامههای شرکتهای فولادی دیده میشود اما شاید مهمترین بخش داستان باشد: فولاد، پیش از آنکه یک کالای صنعتی باشد، بستر نامرئی زندگی روزمرهی میلیاردها انسان است. رشد یا رکود تقاضای آن، نهفقط در گزارشهای فصلی شرکتها، بلکه در قیمت یک آپارتمان نوساز، در دسترسی به یک خودروی مقرونبهصرفه، و در فاصلهی زمانی رسیدن قطار بعدی، خودش را نشان میدهد. شاید همین است که فولاد را از یک کالای فلزی ساده، به یکی از صادقترین شاخصهای نبض اقتصاد جهانی تبدیل میکند.
مطالب مرتبط
