داستان ظهور پوسکو از یک بندر ماهیگیری متروکه تا تبدیل شدن به غول فولاد جهان، روایتی الهام‌بخش از غلبه بر تردیدهای جهانی و ساخت ستون فقرات صنعتی یک کشور با تکیه بر اراده ملی و نگاه بلندمدت است.
مردی که خلیج ماهیگیران را به امپراتوری فولاد بدل کرد

به گزارش فولادنامه شسال ۱۹۶۸ میلادی، در سواحل خلیج یانگیل کره جنوبی، چیزی جز شن و ماهیگیرانی که تورهای‌شان را جمع می‌کردند دیده نمی‌شد. کشوری با تولید ناخالص داخلی سرانه‌ای زیر دویست دلار، بدون هیچ کارخانه فولاد مدرنی، تصمیم گرفته بود در همین خاک بی‌حاصل، رویای صنعتی‌ترین آرزوی خود را بنا کند. بانک جهانی در گزارشی رسمی نوشته بود که چنین طرحی از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نیست. سرمایه‌گذاران خارجی و بسیاری از سیاست‌مداران داخلی نیز همین باور را داشتند. اما یک ژنرال بازنشسته ارتش، به نام پارک تائه‌جون، مأموریتی گرفت که در آن روزها بیشتر شبیه یک شوخی تلخ به نظر می‌رسید: ساختن یک مجتمع فولاد یکپارچه، از دل هیچ.

پارک تجربه صنعتی نداشت. سابقه او در نجات یک شرکت دولتی تنگستن بود، همین و بس. اما رئیس‌جمهور وقت کره، پارک چونگ‌هی، به او اعتماد کرد. سرمایه اولیه نیز نه از وام‌های بین‌المللی که همه در دسترس‌ناپذیر بودند، بلکه از محل غرامت‌های جنگی ژاپن -پس از پیمان عادی‌سازی روابط دو کشور در سال ۱۹۶۵- تأمین شد؛ رقمی حساس از نظر سیاسی، اما تعیین‌کننده از نظر تاریخی.

سی‌وچهار نفر. این تعداد بنیان‌گذاران نخستین این پروژه بودند؛ گروهی کوچک که بعدها در تاریخ صنعت فولاد کره به «پیشگامان» شهرت یافتند. کارشناسان ژاپنی و بریتانیایی برای انتقال دانش فنی به کمک آمدند، چرا که کره در آن روزها حتی یک نسل مهندس فولاد هم نداشت. پارک، در روایت‌هایی که از او به‌جا مانده، همواره از عبارتی استفاده می‌کرد که بعدها به شعار غیررسمی شرکت بدل شد: فولاد را برنج صنعت می‌نامید؛ یعنی همان‌طور که برنج بی آن، زندگی مردم کره ممکن نبود، بدون فولاد نیز صنعتی‌شدن کشور شدنی نبود.

کلنگ‌زنی نخستین کارخانه در سال ۱۹۷۰ زده شد. سه سال بعد، در تابستان ۱۹۷۳، نخستین کوره بلند شرکت پوهانگ آیرون اند استیل - که بعدها به پوسکو (POSCO) شهرت یافت - با ظرفیتی نزدیک به یک میلیون تن در سال، به‌راه افتاد؛ دو سال زودتر از برنامه‌ریزی اولیه. برای کشوری که تا چند سال پیش از آن، حتی توان تأمین فولاد ساختمانی خود را نداشت، این لحظه یک نماد ملی بود، نه صرفاً یک رویداد صنعتی.

آنچه پوسکو را از بسیاری دیگر از پروژه‌های صنعتی آن دوران متمایز کرد، نگاه بلندمدت بنیان‌گذارش بود. پارک تائه‌جون، دو سال پیش از آنکه نخستین ذوب فولاد کارخانه آغاز شود، بنیادی برای بورس تحصیلی تأسیس کرد؛ با این استدلال که واردات زغال‌سنگ و ماشین‌آلات ممکن است، اما واردات نیروی متخصص ممکن نیست. همین نگاه بعدها به تأسیس دانشگاه علم و فناوری پوهانگ (پوستک) در سال ۱۹۸۶ انجامید؛ دانشگاهی که کره جنوبی را در مسیر تربیت نسلی از مهندسان بومی قرار داد.

بندر ماهیگیری پوهانگ، در فاصله کمتر از دو دهه، به شهری صنعتی با جمعیتی نزدیک به نیم میلیون نفر بدل شد. تا پایان دهه هشتاد میلادی، پوسکو در میان پنج تولیدکننده برتر فولاد جهان قرار گرفته بود؛ درست در روزهایی که صنعت فولاد آمریکا و ژاپن رو به افول می‌رفت. این شرکت در سال ۱۹۹۴ به بورس نیویورک راه یافت، نخستین شرکت کره‌ای که چنین جایگاهی کسب کرد، و در سال ۱۹۹۸ به بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد خام جهان بدل شد.

آنچه امروز از این داستان باقی مانده، فراتر از آمار تولید است. روایتی است از تصمیمی که بر پایه منطق مالی متعارف هرگز گرفته نمی‌شد، اما بر پایه اراده‌ای ملی، از دل شنزارهای یک خلیج ماهیگیری، ستون فقرات صنعتی یک کشور را بیرون کشید. پوسکو امروز، در میانه تحولات فولاد سبز و فناوری‌های کاهش کربن، همچنان از همان میراث تغذیه می‌کند: باوری که می‌گفت فولاد را می‌توان از هیچ ساخت، اگر مردمی باشند که به آن باور داشته باشند.



نمایش ساده


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0