افت شدید ساخت‌وساز در چین با ایجاد مازاد ظرفیت عظیم و صادرات ارزان، در حال بازآرایی ساختار قیمت‌گذاری و سودآوری در کل بازار جهانی فولاد است.
چرا افت ساخت‌وساز چین مهم است؟

یک عدد که کل بازار جهانی را تکان می‌دهد

به گزارش فولادنامه؛ سال گذشته، چین ۹۶۱ میلیون تن فولاد تولید کرد؛ رقمی که در نگاه اول همچنان عظیم به‌نظر می‌رسد، اما وقتی آن را کنار اوج تولید این کشور در سال ۲۰۲۰ یعنی یک میلیارد و ۶۵ میلیون تن بگذاریم، تصویر دیگری آشکار می‌شود: افتی نزدیک به ده درصد در کمتر از شش سال. طبق برآورد سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، تقاضای فولاد چین در سال ۲۰۲۵ با کاهش ۶.۹ درصدی به ۸۳۰.۹ میلیون تن رسید؛ سقوطی که به‌مراتب شدیدتر از پیش‌بینی اولیه دو درصدی همین نهاد در پاییز گذشته بود. ریشه این افت را باید در یک بخش واحد جست‌وجو کرد: مسکن.

بر اساس داده‌های انجمن آهن و فولاد چین، این کشور در سال‌های اخیر حدود ۸۳ میلیون تن از تقاضای ظاهری میلگرد ساختمانی خود را به‌طور کامل از دست داده است؛ رقمی که تقریباً معادل کل تولید سالانه یک کشور بزرگ فولادساز مانند ژاپن است. این عدد به‌تنهایی توضیح می‌دهد چرا وقتی صحبت از «افت ساخت‌وساز چین» می‌شود، بازارهای جهانی سنگ‌آهن، زغال‌سنگ کک‌شو و کشتیرانی فله همگی گوش‌به‌زنگ می‌شوند.

چرا این افت فقط یک داستان داخلی نیست

منطق ماجرا ساده است: چین به‌تنهایی نیمی از فولاد جهان را تولید و مصرف می‌کند، و بخش ساخت‌وساز تا پیش از این، بزرگ‌ترین مصرف‌کننده داخلی فولاد این کشور بود. وقتی این موتور تقاضا خاموش می‌شود، کارخانه‌هایی که برای دهه‌ها با ظرفیتی متناسب با دوران رونق مسکن ساخته شده بودند، ناگهان با مازاد تولیدی روبه‌رو می‌شوند که باید جایی تخلیه شود. طبق گزارش چشم‌انداز فولاد ۲۰۲۶ سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، مازاد ظرفیت جهانی فولاد در سال ۲۰۲۵ به ۶۴۰ میلیون تن رسیده و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۸ به ۷۴۵ میلیون تن برسد؛ در حالی‌که در همین بازه، تقاضای جهانی تنها ۳۴ میلیون تن رشد خواهد کرد اما ظرفیت تولید تا ۱۳۹ میلیون تن دیگر نیز افزایش می‌یابد.

این شکاف است که افت ساخت‌وساز چین را از یک خبر داخلی به یک متغیر تعیین‌کننده در معادله جهانی قیمت فولاد بدل می‌کند. بخش بزرگی از ظرفیت مازاد جهان، طبق تحلیل همین گزارش، بیرون از کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه ساخته شده و اغلب با یارانه و سیاست‌های غیربازاری همراه بوده است؛ فولادی که در داخل چین جذب نمی‌شود، راهی بازارهای صادراتی می‌شود و قیمت را در بازارهایی مانند اروپا، جنوب شرق آسیا و آفریقا نیز پایین می‌کشد. نرخ بهره‌وری از ظرفیت جهانی نیز به همین دلیل مسیر نزولی دارد؛ از ۷۶ درصد در سال ۲۰۲۵ به کمتر از ۷۴ درصد تا سال ۲۰۲۸، روندی که به‌طور مستقیم سودآوری و بقای بلندمدت فولادسازان بازارمحور را تهدید می‌کند.

نشانه‌های یک بازآرایی، نه فقط یک سقوط

اما تصویر تنها سیاه نیست. تحلیلگران مستقلی که در یک رویداد صنعتی اخیر در سنگاپور صحبت کرده‌اند، این وضعیت را نه یک سقوط ناگهانی بلکه یک «فلات طولانی» توصیف می‌کنند. به گفته تحلیلگر مستقل جیانگ لی، اگر نگاه را از میلگرد ساختمانی به کل انواع فولاد گسترش دهیم، تقاضای چین در سال گذشته تنها ۳.۱ درصد پایین‌تر از سطح سال ۲۰۲۰ بوده است؛ رقمی که فاصله چشمگیری با افت شدید بخش مسکن دارد. دلیل این فاصله، جابه‌جایی موتور تقاضا از ساخت‌وساز به سمت تولید صنعتی، زیرساخت و تحول انرژی است؛ بخش‌هایی که اکنون بخشی از خلأ باقی‌مانده از فروپاشی مسکن را پر می‌کنند.

پیش‌بینی‌های تازه انجمن جهانی فولاد نیز همین روایت بازآرایی را تأیید می‌کند. طبق گزارش آوریل ۲۰۲۶ این انجمن، تقاضای فولاد چین در سال ۲۰۲۷ عملاً بدون تغییر نسبت به ۲۰۲۶ باقی خواهد ماند؛ چرا که انتظار می‌رود اصلاح طولانی‌مدت بخش مسکن تا آن زمان بیشترین آسیب خود را وارد کرده باشد و بازار وارد دوره‌ای از ثبات نسبی شود. در همین حال، شرکت تحلیلی میستیل برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی می‌کند تولید فولاد خام و مصرف ظاهری چین به‌ترتیب ۱.۱ و ۰.۹ درصد کاهش یابد؛ افتی ملایم‌تر از سال‌های اخیر که نشان می‌دهد شیب سقوط در حال تعدیل است، نه شتاب‌گیری.

بقیه جهان چه واکنشی نشان می‌دهد

در حالی که چین به‌آرامی وارد فاز ثبات می‌شود، بقیه بازارهای فولاد جهان مسیر متفاوتی را طی می‌کنند. هند با رشد تقاضای ۷.۴ درصدی در ۲۰۲۶ و ۹.۲ درصدی در ۲۰۲۷ همچنان سریع‌ترین‌رشد بازار فولاد جهان است، اما رشد تقاضا در اقتصادهای در حال توسعه به‌جز چین نیز از حدود پنج درصد سال‌های اخیر به ۲.۵ درصد در سال ۲۰۲۶ کند شده است؛ نشانه‌ای از این‌که حتی موتورهای جایگزین تقاضا نیز از سایه رکود چین در امان نمانده‌اند. صادرات مستقیم فولاد چین نیز طبق پیش‌بینی‌ها در سال ۲۰۲۶ حدود ۴.۳ درصد کاهش می‌یابد؛ کاهشی محدود که عمدتاً ناشی از پایه بالای صادراتی سال قبل و گسترش اقدامات ضددامپینگ در بازارهای مقصد است، نه افت واقعی مازاد تولید چین.

آنچه از دل این ارقام بیرون می‌آید یک نتیجه ساده اما مهم است: افت ساخت‌وساز چین دیگر یک خبر محلی درباره بازار مسکن یک کشور نیست. این افت، از طریق زنجیره مازاد ظرفیت، صادرات ارزان و فشار قیمتی، به رگ‌های اصلی بازار جهانی فولاد راه پیدا کرده و مسیر سودآوری کارخانه‌ها را از برزیل تا ترکیه و از هند تا اروپا شکل می‌دهد. زیر پوسته هر گزارش قیمت فولاد در هر گوشه جهان، هنوز هم می‌توان ردپای بحران مسکن چین را پیدا کرد.



نمایش ساده


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0