
به گزارش فولادنامه؛ در ظاهر، تاخیر در تامین ورق فولادی برای صنایع پاییندستی تنها یک اختلال مقطعی در زنجیره عرضه به نظر میرسد، اما اظهارات اخیر رئیس اتحادیه فروشندگان آهن، ابعاد متفاوتی از این ماجرا را آشکار کرده است. وقتی اعلام میشود ورق فولادی تولیدشده توان تامین چند ماه نیاز صنایع داخلی را داشته اما به جای ورود به چرخه مصرف داخل صادر شده است، پرسشهای مهمی درباره نحوه مدیریت بازار شکل میگیرد. این موضوع تنها به صنعت خودرو محدود نیست و میتواند بر کل زنجیره تولید، بازار آهن آلات و حتی روند قیمتگذاری محصولات فولادی اثرگذار باشد.
صادرات یا تامین داخل؟
اظهارات رئیس اتحادیه فروشندگان آهن و فولاد تهران بیش از آنکه از کمبود تولید حکایت داشته باشد، به ضعف در مدیریت توزیع و اولویتبندی منابع اشاره میکند. ایران همچنان در میان تولیدکنندگان بزرگ فولاد جهان قرار دارد و ظرفیت تولید کارخانههای داخلی، پاسخگوی بخش قابلتوجهی از نیاز صنایع پاییندستی است. بنابراین، زمانی که اعلام میشود ورق فولادی تولیدشده برای چند ماه مصرف داخلی کفایت داشته اما به بازارهای صادراتی هدایت شده است، مسئله اصلی دیگر تولید نیست، بلکه نحوه تصمیمگیری درباره مقصد این محصولات است.
صادرات برای صنعت فولاد ایران یک ضرورت اقتصادی محسوب میشود؛ زیرا محدودیتهای بازار داخلی و نیاز به ارزآوری، تولیدکنندگان را به سمت بازارهای خارجی سوق میدهد. اما این سیاست زمانی منطقی است که ابتدا نیاز صنایع داخلی تامین شده باشد. در غیر این صورت، صادرات نهتنها به افزایش درآمد ارزی منجر میشود، بلکه هزینههای بیشتری را از طریق کاهش تولید صنایع مصرفکننده، ایجاد کمبود و افزایش هزینه تامین مواد اولیه به اقتصاد تحمیل خواهد کرد.
حلقهای که زنجیره را مختل میکند
صنعت خودرو تنها یکی از مصرفکنندگان بزرگ ورق فولادی است و دهها صنعت دیگر نیز وابستگی مستقیمی به این محصول دارند. هرگونه تاخیر در تامین ورق، زنجیرهای از اختلالات را از تولیدکنندگان قطعات تا کارخانههای لوازم خانگی، صنایع فلزی و پروژههای عمرانی ایجاد میکند. در چنین شرایطی، حتی اگر ظرفیت تولید فولاد کشور تغییری نکرده باشد، بازار با کمبود عرضه مواجه میشود و این کمبود خود را در افزایش هزینه تولید و نوسانات قیمت آهن نشان میدهد.
از سویدیگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که بازار فولاد نسبت به اخبار کمبود محصول واکنش روانی شدیدی دارد. زمانی که فعالان بازار احساس کنند تامین مواد اولیه با اختلال روبهرو شده، رفتارهای احتیاطی، خریدهای هیجانی و افزایش تقاضای غیرمصرفی نیز شدت میگیرد؛ موضوعی که فاصله میان عرضه واقعی و تقاضای بازار را بیشتر کرده و روند قیمتها را از متغیرهای بنیادی دور میکند.
تناقض سیاستی و هزینههای پنهان
در شرایطی که صنعت فولاد با محدودیتهایی مانند تحریم، چالشهای تامین انرژی و افزایش هزینههای تولید روبهرو است، انتظار میرود سیاستگذاریها با هدف حفظ پایداری زنجیره تولید انجام شود. با اینحال، اگر بخشی از محصولی که بازار داخلی به آن نیاز دارد، بدون برنامهریزی دقیق صادر شود، نتیجه آن چیزی جز انتقال فشار به صنایع پاییندستی نخواهد بود. این مسئله از منظر اقتصادی نیز قابل تامل است. ارزش افزودهای که از تبدیل ورق فولادی به خودرو، تجهیزات صنعتی یا محصولات فلزی ایجاد میشود، در بسیاری از موارد از سود صادرات ماده اولیه بیشتر است. بنابراین، اگر صادرات باعث کاهش تولید صنایع داخلی شود، اقتصاد کشور بخشی از ارزش افزوده، اشتغال و ظرفیت تولید خود را از دست خواهد داد.
چنین شرایطی در نهایت میتواند بر روند قیمت تیرآهن و سایر مقاطع فولادی نیز اثر غیرمستقیم بگذارد؛ زیرا فعالان بازار، تغییرات در عرضه ورق را به عنوان نشانهای از وضعیت کلی زنجیره فولاد ارزیابی میکنند. از سویدیگر، بخشی از افزایش قیمتهای اخیر نیز به گفته فعالان بازار، ناشی از فضای روانی و نگرانی نسبت به آینده تامین کالا بوده است. این موضوع نشان میدهد که مدیریت انتظارات بازار، به اندازه مدیریت تولید اهمیت دارد و هرگونه ابهام در سیاستهای عرضه میتواند به افزایش نوسانات دامن بزند.
بازار در انتظار بازنگری
واقعیت این است که صنعت فولاد ایران از منظر ظرفیت تولید با بحران مواجه نیست؛ چالش اصلی، هماهنگی میان تولید، صادرات و تامین نیاز صنایع داخلی است. اگر برنامهریزی دقیقی برای اولویتبندی مصرف داخلی و صادرات وجود نداشته باشد، هر بار با وقوع یک شوک اقتصادی یا سیاسی، صنایع پاییندستی نخستین بخشی خواهند بود که آثار آن را تجربه میکنند.
در چنین شرایطی، تدوین یک سازوکار شفاف برای توزیع محصولات فولادی، تعیین سهم مشخص بازار داخلی پیش از صادرات و افزایش نظارت بر زنجیره عرضه میتواند از تکرار چنین اتفاقاتی جلوگیری کند. این رویکرد نهتنها به ثبات تولید صنایع وابسته کمک خواهد کرد، بلکه مانع از شکلگیری التهابهای غیرضروری در قیمت ورق سیاه و سایر محصولات فولادی نیز میشود.
در نهایت، آنچه از اظهارات اخیر رئیس اتحادیه فروشندگان آهن برداشت میشود، هشداری درباره کمبود ظرفیت تولید نیست؛ بلکه زنگ خطری برای نحوه مدیریت این ظرفیت است. صنعت فولاد ایران زمانی میتواند از مزیت تولید بالای خود بهرهبرداری کامل کند که میان صادرات و تامین نیاز صنایع داخلی تعادل برقرار شود. در غیر این صورت، هرچند آمار تولید همچنان مطلوب باقی بماند، اما اختلال در توزیع میتواند بازار آهن آلات را با چالشهایی روبهرو کند که آثار آن بسیار فراتر از یک کمبود مقطعی خواهد بود.
منبع: ایراسین
مطالب مرتبط
