در حالی که صنعت فولاد ایران با وجود فشارهای انرژی و حملات زیرساختی رشد تولید را حفظ کرده، بازار جهانی در شکافی دوگانه حرکت می‌کند؛ آمریکا با تولید و قیمت‌های قوی‌تر و چین با افت تولید و فشار بر بازار سنگ‌آهن.
شکاف تولید جهانی؛ رشد در آمریکا در برابر افت در چین

رادار این هفته را روی دو نقطه تنظیم می‌کنیم: کارخانه‌هایی که هنوز زخم جنگ را روی بدنه دارند اما همچنان کار می‌کنند، و بازاری جهانی که بین دو قطب متضاد در نوسان است. کوره روشن می‌ماند، اما نور آن این هفته از زاویه‌ای متفاوت می‌تابد.

ایران؛ تولیدی که زیر فشار، رشد کرد

نقطه‌ی شروع رادار ما، عددی است که شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد: صنعت فولاد ایران در سال ۱۴۰۴ -سالی که با تحریم، تورم داخلی، قطعی برق و گاز و حتی حمله‌ی نظامی مستقیم همراه بود- بیش از شش درصد رشد تولید را ثبت کرد و به ۳۲٫۱ میلیون تن فولاد خام رسید. کلید این پارادوکس، به گفته‌ی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، در «مدیریت بهینه» و راه‌اندازی ظرفیت‌های تازه‌ی خودکفایی انرژی نهفته است؛ تولید آهن اسفنجی هم در همین مسیر، با ۱۶ درصد رشد، بالاترین نرخ افزایش را در میان محصولات زنجیره فولاد ثبت کرد.
این رشد اما رایگان به دست نیامد.

اوایل سال ۲۰۲۶، حملات نظامی مستقیم به دو غول صنعت فولاد ایران -فولاد مبارکه در اصفهان و فولاد خوزستان- زیرساخت‌های انبارداری و تأمین برق این دو شرکت را هدف گرفت. فولاد خوزستان، دومین تولیدکننده‌ی بزرگ کشور، دو سیلوی انبار خود را از دست داد؛ در فولاد مبارکه هم یک پست برقی، یک خط تولید فولاد آلیاژی و تجهیزات برق‌رسانی آسیب دیدند. با این حال، مقام ارشد صنعتی ایران در واکنش به این حملات اعلام کرد تولید فولاد کشور همچنان ادامه خواهد یافت.

نتیجه‌ی این تاب‌آوری، رتبه‌ای است که ایران همچنان آن را حفظ کرده: دهمین تولیدکننده‌ی بزرگ فولاد جهان، با عبور از برزیل در برخی ماه‌ها. ایران در کنار این، نقش بزرگی هم در بازار جهانی آهن اسفنجی (DRI) دارد و با تولید حدود ۳۷ میلیون تن در سال ۲۰۲۵، نزدیک به یک‌چهارم عرضه‌ی جهانی این محصول را به دوش می‌کشد.

جهان؛ دو فصل زیر یک آسمان

اگر رادار را به سمت بازار جهانی بچرخانیم، تصویر یک تضاد آشنا را نشان می‌دهد. در آمریکا، تولید فولاد خام در هفته‌ی منتهی به ۱۳ ژوئن به یک میلیون و ۸۵۴ هزار تن رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۳٫۵ درصد رشد نشان می‌دهد و نرخ بهره‌برداری از ظرفیت را روی ۸۰ درصد نگه داشته. این رشد، همان سوختی است که قیمت ورق گرم آمریکا را روی رالی ۳۹ هفته‌ای‌اش نگه داشته است.

در آن‌سوی اقیانوس اما داستان دیگری در جریان است. تولید جهانی فولاد خام برای ۷۰ کشور گزارش‌دهنده به ورلداستیل در ماه مه به ۱۵۷٫۹ میلیون تن رسید که نسبت به سال گذشته اندکی کاهش داشت؛ افت تولید چین همچنان موتور اصلی این روند نزولی است. بازار سنگ‌آهن هم همین ضعف را منعکس می‌کند: قیمت سنگ‌آهن در چین به مرز ۹۵ دلار در هر تن CFR نزدیک شده، پایین‌ترین سطح ماه‌های اخیر. در میان این نزول، بانک مکواری همچنان پیش‌بینی قیمت سالانه‌ی خود را روی ۱۰۳ دلار در هر تن ثابت نگه داشته؛ نشانه‌ای از اینکه حداقل برخی تحلیلگران، این افت را موقتی می‌دانند نه ساختاری.

نقطه‌ی تلاقی رادار

این دو خط داستانی -ایرانِ تاب‌آور و جهانِ دوقطبی- در یک نکته به هم می‌رسند: هر دو نشان می‌دهند که امروز قیمت و تولید فولاد را دیگر فقط عرضه و تقاضای کلاسیک تعیین نمی‌کند، بلکه سیاست، تحریم، جنگ و زیرساخت انرژی، به همان اندازه روی نقشه اثر می‌گذارند. کوره در اصفهان، در پیتسبورگ و در بنادر چین، هر کدام با ریتم خودشان روشن مانده‌اند.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0