
اگر وقت ندارید:
به گزارش فولادنامه؛ بازار داخلی بیتحرک است، مواد اولیه جهانی ارزان شدهاند، و یک ریسک بزرگ دارد نزدیک میشود که همه میدانند اما کسی جلویش را نمیگیرد.
بازاری که نفس نمیکشد
میلگرد در ماههای اخیر ۲ تا ۳ هزار تومان گران شده. اما بازار به جای اینکه داغتر شود، سردتر شده است. این تناقض عجیب را چطور توضیح میدهید؟
ساده است. وقتی خریدار اصلی — یعنی بخش ساختمان — زمینگیر است، وقتی کمبود نقدینگی گریبان بازار را گرفته، و وقتی کارخانهها یک روز در میان با قطعی برق دستوپنجه نرم میکنند، هیچ قیمتی بهتنهایی نمیتواند بازار را از جا بکند. قیمت بالا میرود، ولی خریداری نیست که بخرد.
بورس کالا؛ عرضه زیاد، مشتری کم
عدد این هفته بورس کالا گویاتر از هر تحلیلی است: از بیش از ۵.۸ میلیون تن محصول فولادی که روی تابلو آمد، تنها ۲۶ درصد فروش رفت. سهچهارم عرضه، بیخریدار ماند.
مشکل، کمبود فولاد نیست. مشکل، کمبود تقاضاست.
تنها خبر خوب؛ مواد اولیه
در آن سوی دنیا، بازار چین دارد کمکی به تولیدکنندگان ایرانی میکند که شاید خودشان هم متوجهاش نشده باشند. سنگآهن چین به زیر ۱۰۸ دلار رسیده — پایینترین سطح ماههای اخیر. شمش هم حدود ۴۴۳ دلار ثابت مانده. این یعنی فشار از سمت مواد اولیه جهانی فعلاً آرام است.
اما این آرامش یک شرط دارد: نرخ انرژی داخلی دستنخورده بماند. و دقیقاً اینجاست که داستان پیچیده میشود.
ریسک تابستان؛ همان که همه از آن میترسند
تیرماه شروع شده. گرما بالا میرود. و با آن، قطعیهای برق.
کارخانههایی که الان با ۷۰ تا ۸۰ درصد ظرفیت کار میکنند — نه به خاطر بیکفایتی، بلکه به خاطر کمبود برق — در گرمای تیر و مرداد احتمالاً بیشتر هم محدود میشوند. این یعنی تولید پایینتر میآید. و اگر تقاضا ناگهان بجنبد — هرچند احتمالش کم است — قیمتها میتوانند در کوتاهترین زمان جهش کنند.
بازار الان در نقطهای ایستاده که نه سیگنال روشنی از سیاستگذار میگیرد، نه چشمانداز شفافی از نرخ ارز دارد، و نه میداند تابستان چه بلایی سر تولیدش میآید.
رادار فردا
سؤال این هفته بازار این نیست که میلگرد چقدر میشود.
سؤال این است: اگر تابستان امسال هم مثل سالهای قبل برق کارخانهها را قطع کنند — و این بار با بازاری که از قبل کمرمق است — چه کسی مسئول شکافِ بین عرضه و تقاضا خواهد بود؟
مطالب مرتبط
