
به گزارش فولادنامه؛ صنعت فولاد در سال 2026 تحت تأثیر همزمان بحران جهانی انرژی، نوسانات ژئوپولیتیکی و فشارهای ساختاری بازار قرار گرفته است؛ شرایطی که نهتنها هزینههای تولید را افزایش داده، بلکه مسیر تحول بلندمدت این صنعت را نیز تغییر داده است. فولاد بهعنوان یکی از انرژیبرترین صنایع جهان، بیشترین آسیب را از افزایش قیمت برق، گاز و زغالسنگ دیده و همین موضوع موجب کاهش حاشیه سود و افزایش فشار رقابتی در سطح جهانی شده است. در گزارشهای سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی و تحلیلهای بازار اشاره شده که این شوک انرژی در کنار محدودیتهای عرضه، موجب تضعیف امنیت انرژی صنایع و افزایش هزینه تولید در زنجیره فولاد شده است.
افزایش هزینه انرژی بهویژه در اروپا و برخی اقتصادهای سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی، تولید فولاد در کورههای سنتی را بهطور قابل توجهی غیررقابتیتر کرده و باعث انتقال تدریجی ظرفیت تولید به مناطقی مانند هند، خاورمیانه و بخشهایی از جنوب شرق آسیا شده است. این جابهجایی جغرافیایی تولید، صنعت فولاد را از یک بازار نسبتاً جهانی به یک ساختار منطقهایتر و انرژیمحور تبدیل کرده است. در همین حال، سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی هشدار داده که مشکل مازاد ظرفیت جهانی همچنان پابرجاست و با رسیدن ظرفیت مازاد به صدها میلیون تن، فشار بر قیمتها و سودآوری تولیدکنندگان ادامه خواهد داشت، بهطوری که رقابت در بسیاری از بازارها به سمت جنگ قیمتی حرکت میکند.
در کنار این شرایط، صنعت فولاد با چالش گذار به سمت تولید با کربن کمتر نیز روبهرو است. اگرچه حرکت به سمت «فولاد سبز» بهعنوان آینده این صنعت مطرح شده، اما بحران انرژی باعث کند شدن این روند شده است. پروژههای مبتنی بر هیدروژن به برق ارزان و پایدار نیاز دارند، در حالی که افزایش قیمت انرژی و عدم قطعیت بازار سرمایهگذاری، اجرای بسیاری از این پروژهها را به تأخیر انداخته است. بخش قابل توجهی از طرحهای فولاد سبز با کندی یا بازنگری مواجه شدهاند و سهم این نوع تولید تا سال 2030 همچنان محدود باقی خواهد ماند.
در سطح زنجیره تأمین نیز تغییرات ساختاری عمیقی در حال وقوع است. شرکتهای فولادی به سمت ادغام عمودی و کنترل بیشتر بر منابع اولیه مانند سنگآهن و قراضه حرکت کردهاند تا در برابر نوسانات انرژی و بازار مقاومتر شوند. این روند نشان میدهد که امنیت تأمین و کنترل زنجیره ارزش، جایگزین تمرکز صرف بر کاهش هزینه تولید شده است. همزمان، نقش دولتها در این صنعت پررنگتر شده و سیاستهای صنعتی، تعرفهها و یارانهها به ابزارهای کلیدی رقابت جهانی تبدیل شدهاند؛ موضوعی که از دید سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی نشانهای از حرکت صنعت فولاد به سمت ساختاری سیاسیتر و کمتر بازارمحور است.
در افق آینده، انتظار میرود رشد تقاضای جهانی فولاد کند و نامتوازن باقی بماند و بیشتر در اقتصادهای در حال توسعه متمرکز شود، در حالی که بازارهای بالغ مانند اروپا و چین رشد محدود یا حتی نزولی خواهند داشت. این عدم توازن در کنار مازاد ظرفیت گسترده، فشار مزمن بر قیمتها را حفظ میکند و سودآوری تولیدکنندگان سنتی را در سطح پایینی نگه میدارد. در چنین شرایطی، انرژی به مهمترین عامل تعیینکننده رقابت در صنعت فولاد تبدیل شده و مزیت رقابتی کشورها بیش از هر زمان دیگری به دسترسی به انرژی ارزان و پایدار وابسته خواهد بود.
در مجموع، بحران انرژی 2026 تنها یک شوک کوتاهمدت نیست، بلکه آغاز یک تغییر ساختاری در صنعت فولاد محسوب میشود؛ تغییری که این صنعت را از یک بازار جهانی نسبتاً یکپارچه به یک صنعت منطقهای، سیاستمحور و انرژیمحور تبدیل میکند. آینده بازار جهانی فولاد در چنین شرایطی با ترکیبی از رشد محدود، رقابت شدید، کندی در گذار سبز و افزایش مداخله دولتها تعریف خواهد شد.
منبع:پایگاه خبری فولاد ایران به نقل از Reuters
مطالب مرتبط
