
به گزارش فولادنامه؛ صنعت جهانی فولاد در فاصله سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ وارد یک دوره گذار ساختاری و عمیق شده که با فروپاشی پارادایمهای سنتی تقاضا تعریف میشود. در کنار کند شدن موتور اقتصاد کلان چین، الزامات سختگیرانه اتحادیه اروپا برای کربنزدایی، یک صرفه سبز اجباری بر تولیدات بینالمللی تحمیل کرده است. بر اساس دادههای آماری، متوسط شدت انتشار گازهای گلخانهای در صنعت فولاد جهان در سال ۲۰۲۵ برابر با ۲.۱۸ تن به ازای هر تن فولاد خام است. در این اتمسفر جدید، توانایی تولید فولاد با آلایندگی پایین، دیگر یک انتخاب محیطزیستی نیست؛ بلکه مرز باریک میان بقا و خروج از بازارهای پرسود جهانی را تعیین میکند. گزارش راهبردی پیشرو، ابعاد این گذار تکنولوژیک و تغییر آرایش قدرت در زنجیره تامین را بررسی میکند.
تغییر مسیر اجباری در تجارت جهانی فولاد
گذار اروپا به مکانیزمهای اجباری قیمتگذاری کربن، مهمترین مداخله نظارتی در تاریخ تجارت مدرن فولاد است که محاسبات تامین بینالمللی را دگرگون کرده است. واکنش فوری بازار به این قانون، شکلگیری یک آربیتراژ نظارتی بیسابقه در سهماهه پایانی سال ۲۰۲۵ بود؛ جایی که واردکنندگان اروپایی بالغ بر ۳ میلیون تن کلاف نورد گرم را پیش از ضربالاجل ژانویه ترخیص کردند و از پرداخت جریمهای معادل ۲۵۷ یورو به ازای هر تن فرار کردند. با این حال، در بلندمدت به مراتب قوانین سخت گیرانه تر است. تا سال ۲۰۳۴ و با حذف سهمیههای رایگان، هزینههای ناشی از مالیات کربن برای صادرکنندگانی نظیر هند و کره جنوبی به ۲۱۰ تا ۲۴۳ دلار بر تن افزایش خواهد یافت که میتواند تا ۲۴ درصد از واردات فولاد اروپا (حدود ۹.۵ میلیون تن) را از بازار حذف کند.
تقابل تکنولوژیک و شکاف هزینههای سرمایهای
ساختار تولید جهانی همچنان بر پایه روش سنتی کوره بلند-کوره اکسیژن قلیایی استوار است که ۶۹.۴ درصد از کل تولید فولاد جهان را در اختیار دارد و شدت آلایندگی آن به طور میانگین ۲.۶۶ تن دیاکسید کربن است. در مقابل، مسیر کمکربن کوره قوس الکتریکی در مجموع ۳۰.۳ درصد از سهم تولید جهانی را به خود اختصاص داده است. روش احیای مستقیم مبتنی بر کوره قوس الکتریکی با شدت انتشار تنها ۱.۶۶ تن دیاکسید کربن، راهکار اصلی برای تولید فولاد سبز محسوب میشود. با این وجود، اقتصاد تولید در مسیر به شدت چالشبرانگیز است؛ زیرا هزینههای سرمایهای بین ۱۲ تا ۲۱ درصد از کل هزینههای تولید آن را در سال ۲۰۲۶ تشکیل میدهد و به دلیل مصرف بالای برق، هزینههای عملیاتی آن در اروپا به شدت آسیبپذیر است. این شکاف هزینهای تنها با اهرم فشارهای نظارتی و مالیاتهای سنگین بر فولادهای کوره بلند سنتی قابل جبران است.
پارادوکس خاورمیانه و مزیت استراتژیک ایران
ماهیت انرژی مورد نیاز تولید به روش قوس الکتریکی ، مزیت مطلق ژئواکونومیک را به مناطقی با ذخایر غنی گاز طبیعی و انرژی در دسترس تر منتقل کرده است. منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) تا سال ۲۰۳۰ یک مزیت کلی در هزینههای تولید نسبت به اروپا خواهد داشت. حتی پس از اعمال جرایم سنگین ناشی از مالیات کربن، فولاد تولیدی در این منطقه همچنان ۲۴ درصد ارزانتر از نمونههای اروپایی تمام خواهد شد. در این پازل جدید جهانی، ایران جایگاهی بیبدیل و استثنایی دارد. بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵، ایران با تولید ۳۲ میلیون تن فولاد خام، با اقتدار در جایگاه دهمین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان تثبیت شده است. اما آنچه مزیت رقابتی ایران را در عصر اقتصاد کمکربن تضمین میکند، ساختار تکنولوژیک آن است؛ به طوری که ۹۱.۹ درصد از کل تولید فولاد خام ایران از طریق کورههای قوس الکتریکی و تنها ۸.۱ درصد از طریق کورههای اکسیژنی انجام میشود. علاوه بر این، ایران در سال ۲۰۲۵ با تولید بالغ بر ۳۷.۲ میلیون تن آهن اسفنجی، لنگرگاه اصلی تولید مواد اولیه زنجیره فولاد سبز در منطقه محسوب میشود. ترکیب این ظرفیت عظیم در تولید به روش آهن اسفنجی-کوره قوس الکتریکی با دسترسی به منابع گازی، ایران را از یک تولیدکننده سنتی، به یکی از معدود بازیگران دارای قدرت بلامنازع در تامین فولاد کمکربن برای بازارهای تشنه اروپا و آسیا تبدیل کرده است.
فولاد مبارکه در خط مقدم کربن زدایی
در خط مقدم این گذار تکنولوژیک در خاورمیانه، شرکت فولاد مبارکه نقشی محوری ایفا میکند. این بنگاه صنعتی با تولید ۱۰.۲۹ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۵، به تنهایی یکسوم از کل تولید ۳۲ میلیون تنی فولاد ایران را به خود اختصاص داده و جایگاه بزرگترین فولادساز منطقه را تثبیت کرده است. اتکای استراتژیک این مجموعه به زنجیره کامل احیای مستقیم و تکنولوژی کوره قوس الکتریکی، آن را در همراستایی کامل با استانداردهای نوین کربنزدایی جهانی قرار میدهد.
این زیرساخت قدرتمند تولید فولاد سبز، در بستر اکوسیستم ملی پویایی شکل گرفته است که با ثبت ۱۲ میلیون تن صادرات خالص در سال ۲۰۲۵، با اقتدار در جایگاه چهارمین صادرکننده خالص فولاد جهان ایستاده است. ترکیب مقیاس عظیم تولید با فناوری پیشرفته ذوب، فولاد مبارکه را در موقعیتی استثنایی قرار داده تا پتانسیلهای صادراتی خود را بیش از پیش فعال کرده و سهم استراتژیک خود را در بازارهای تشنه به فولاد کمکربن توسعه دهد.
الزامات استراتژیک و نفوذ به بازار صادراتی
تحلیل متغیرهای بازار جهانی فولاد گواه آن است که دوران یک بازار کالایی یکپارچه به پایان رسیده و تصمیمگیران کلان زنجیره ارزش را ناگزیر به پذیرش الزامات راهبردی جدیدی کرده است. در این پارادایم تازه، تولیدکنندگان و واردکنندگان غربی باید بپذیرند که مقررات کربنی اروپا یک الزام نظارتی نیست، بلکه یک مکانیزم مالی تنبیهی با هدف بازسازی و مهندسی اجباری زنجیرههای تامین است. این اهرم فشار، واردکنندگان را موظف میسازد تا برای جلوگیری از کاهش شدید حاشیه سود، شبکههای تامین خود را به مناطقی با شبکه برق پاکتر نظیر خاورمیانه منتقل کنند. در واقع، از آنجا که گذار به فولاد سبز بیش از آنکه مرهون فناوریهای پیشرفته ذوب باشد؛ با امکان تامین انرژی کمکربن مقرونبهصرفه گره خورده است؛ مزیت رقابتی به وضوح در مناطقی چون خاورمیانه و کشورهایی با ساختار کوره قوس الکتریک مانند ایران نهادینه شده است. در نهایت، در این محیط پرنوسان، فاتحان آینده بازار شرکتهایی خواهند بود که چابکی لجستیک خود را با ظرفیتهای تولید به روش آهن اسفنجی-کوره قوس الکتریکی همگام سازند.
مطالب مرتبط
